
من اونیم که سایه هم نداشت دلش رو توی کوچه جا گذاشت
همون که تو دلش غما رو کاشت غیر از این سکوت چیزی بر نداشت
من اونیم که گریه می کنه همون که بغض و ول نمی کنه
همون که هیشکی باورش نکرد اشک و عاشق رو می کنه
من اونیم که خیره رو دره خوشیش و میده.قصه می خره
که حالش از همیشه بد تره دل نمیده و دل نمی بره
کسی که با کسی قدم نزد تو خونه عکسی غیر غم نزد
سری به قلب عاشق نزد اون که رو دلم زخم کم نزد
واااااااااااااااااااااااای..
که چقد دلم گرفته .. ![]()
برچسب:
نویسنده: نیما سلطانی